|
چه عاشقانه است این روز های ابری... عاشقانه میخندم... عاشقانه مینویسم...
همیشه باش عشق من همیشه باش که بی تو عذاب میکشم ، نمیتوانم سختی های دنیا را بی تو روی دوش بکشم! همیشه باش که بدجور نیاز دارم به تو ، باز هم محبتی به قلبم کن که زندگی ام را مدیونم به تو تو آمدی و عشق را دوباره پیدا کردم ، آن عشق بی معنا برایم بامعنا شد و همین شد که قلبم دوباره جان گرفت... بمان و یاری کن مرا ، تا پایان این راه همراهی کن مرا، نگذار تنها بمانم ، نگذار در این راه بی همسفر باقی بمانم بیا و در حق دلم عاشقی کن ، بیا و برای یک بار هم که شده عشق را آنطور که هست برایم معنی کن بس که دلم دست این و آن افتاد کهنه شد ، عمری از احساسم گذشت و پیر شد ، دیگر نه طاقت دوباره شکستن را دارم ، نه حس دوباره ساختن را.... درک کن ، میترسم ، بس که دلم زیر پاهای بی محبت دیگران افتاد و له شد ، زندگی برایم یک داستان بدون عشق شد .... تو آمدی و باز هم فکرم درگیر شد ، دلم به لرزه افتاد و لحظات با تو بودن نفسگیر شد به خدا دیگر طاقت ندارم ، بس که شکسته ام دیگر جایی برای غمهای تازه ندارم ، بس که خسته ام ،نفسی برای فرار از خستگی ندارم دل بسته ام به تو و نگاهی کن به من ،شک نکن به احساسات قلب من .... دستانم بگیر و آرامم کن ، با قلب شکسته ام مدارا کن ، اینک که با توام ، اینک که دلم را به دریای دلت زدم و محو امواج توام ، مرا با دستهای خودت غرق نکن.... همیشه باش که بی تو عذاب میکشم ، امروز از ته دل با من باش، که بی تو همان تنها و دلشکسته دیروز میشوم تقدیم به عشق نازم علی
تو چته؟؟؟ گاهی اوقات احتیاج به یه آدمی داری٬ (تقدیم به عشق مهربوم)
داستان کوتاه زیبا وخواندنی مخصوص شب یلدا
داستان قشنگ
داستان عشقولانه
داستان عشقی غم انگیز
درپی خوشبختی
هیچ وقت به همسرتان دروغ نگویید...
|
About![]()
Home
|